عکس های مهمونی
گل مامان سلام. همونطور که برات نوشته بودم روز 2 ماه رمضون خونه باباجونی بودیم که گفته بودم عکساتو میذارم و امروز هم که 7 ماه بود خونه حاجی بابا و مامان جونی بودیم که بابا چن تا عکسم از پسمل خوشگلش گرفته اونارم برات میذارم تو این پست.
خوب اول عکس های خونه باباجون مهربون عطا کوچولو:
بازم نور فلاش و چشم های بسته عطا جونی:
عطا و بابا:
پسرم بغل بابا جونش.چون از بغل بابا اومدی پایین داری گریه می کنی:
و اینم عکس هاییکه بابا امروز خونه مامان جونی گرفته ازت:
اولش دوس نداشتی بری پایین توی حیاط و کلا تو مود گریه و ... بودی ولی بعد که دیدی سینا و هانیه تو حیاط بدو بدو می کنن تو هم خوشت اومد و نزول اجلال فرمودی:
و بعد هم که بابایی کلی بدو بدو کرد باهات تا شاید بتونه 1 عکس تمام رخ ازت بگیره که تو هم خوشت اومده بود و می دویدی:
اینجا هم بابا دادت بغل حاجی بابا و تو هم که چه راحت نشستی !!!
ولی پسرم کلا امروز سازگارتر بودی از دفعه های قبل که می رفتیم خونه حاجی بابا . یکم اولش گریه کردی ولی بعدا خوب بود. فکر کنم بهت خوش گذشته باشه . کلا وقتی بچه ببینی خوشت میاد و دوس داری امروز هم که هانیه دخمل عمو و سینا پسر عمه و کوثر کوچولو هم اونجا بودن و تو هم بازی و بدو بدو می کردی و خوب بود اوضاع. خدارو شکر. شب هم که کلی خسته بودی و تو ماشین لالا کردی و الان هم شما و بابایی خوابیدین و مامان هم که شب زنده داره.
خیلی دوستت داریم دنیامونی نازنین پسر 



عکس های مهمونی
